در ستایش زنجموره....

خرید بک لینک

امکانات وب

ناراحتیم از این مسائل نیست س...تو بهتر از هرکسی من رو میشناسی...می دونی چقدر بی اعتمادم به خوشی به خوشحالی و هیچوقت نتونستم واقعا باور کنم که قراره خوشحال بمونم...چون حتی چیزی رو که هزار بار ممکن ه بش در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 15:51

عصر پیرمردی که تو سفر هفته پیشم به جاده مورد علاقم یک اتاق از خونه روستایی شون از خودش و همسرش که پیرزنی ساکت و مهربون بود اجاره کردم، تماس گرفت...میگفت یکی از کتابهات رو جا گذاشتی گفتم بله ...جا گ در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 15:51

چند دقیقه پیش آقای ت تماس گرفت و گفت باید پروژه ای که قرار بود انجام بدم رو ببرم ... خوشحال شدم ...من با چهارده میلیون طلب از اداره اومدم بیرون و دیگه کم کم داشتم نا امید میشدم از گرفتنش چون سوت و کور در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 15:51

رعد و برق میزنه و بارون شدت گرفته...

آسمون خیلی قرمز بود...

چندتا از گلدونهای بالکن رو آوردم داخل ...برگهاشون سرد بودند و می لرزیدند...دلم سوخت براشون...

یاد جمله ی شازده کوچولو افتادم که میگفت هرکسی مسئول گل خودش ه..

نوازششون کردم تا گرم شند و با یک نایلون هم پوشوندمشون...

حالا دیگه حتما خوابیدند...

در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 15:51

از دست خودم دلم گرفت...نباید اونطور با مامان حرف میزدم...بهش گفتم مامان چرا انقدر من بیرونم تماس میگیری...نگاهم کرد گفت مگه چی میشه ...گفتم آخه نیازی نیست واقعا...گفت نکنه جلوی دیگران روت نمیشه بگی ما در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 15:51

دکتر امروز بعد از معاینه ی عذاب آور چشمهام گفت که وضعشون بهتر شده...اما دردش هنوز اذیتم میکنه بخصوص سمت راستی.محلولی که تجویز کرده بود رو دوباره از داروخانه گرفتم اما نتونستم شسشتشو بدم . امشب خیلی خ در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 15:51

توی محوطه ی محل کار جدیدم یک درخت کاج خیلی خیلی بزرگ زندگی میکنه که با اون شاخه های طنازش واقعا که حرفی برای گفتن نمیذاره...بخصوص صبح های زود و ابری که بال و پرش کمی به مه آغشته میشه متحیرم می کنه... در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 15:51

کتاب ده گفتگو* رو دوست دارم چون حرفها و ایده ها ی برخی نویسنده ها همیشه برام جالب توجه بوده...بخصوص گفتگو با شولوخف که اغلب کارهای برگردان شده ش به فارسی رو مطالعه کردم و سالها پیش که غرق ادبیات روس ب در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 15:51

صفحه بندی